این روزها بدون تو دلگیرم

جستجو

فراق قصه ی مکرریست

که امشب هم برای دلم نجوا می کنم

حجم تنهایی ام پر می شود از هوای بوسه های وداع

مثل تصویر پایانی آتش

برجای مانده

در عبور گاه کاروانی در کوچ

که نفس های واپسین آن

روایت لهیب عشق آفرین حضوری

مثل وحی

سر گردان در هیاهوی باد

امشب عطر بوسه هایت

از شاخه لبانم

تمام جاده های سفر را می دود

و از هر درخت

که در گذر نگاهت سلامت گفته اند

سراغ تو را می گیرد

 

   + محمد محسن سوری(سهره) ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()

کابوس

زمان بی حوصله بود ،زرد

هوا بنفش

درختها بی رنگ

جذامیانی در برهوت

گورستان بار عام داشت

ومردشویان ،چاووشان حضور عزرائیل

گلها سیاه پوش

و مردمان به رنگ نیاز

دروغ تندیسی نشسته بر ساحل سرابی

سرشار از اسکلت صداقت مثله در مسلخ فریب

سخن در ستایش نان و نانوا

شهابی بود انگار

فرود آمده در گندمزار

که می سوخت در شرم خویش

از وقاحتی ماندگار

شب بی ستاره بود

و ماه به قهر بر نیامده ای ،پرده نشین،بی خواستگار

پدر از گور بر آمد ،خندان

بابالهای کبوتری

با پیراهنی که نه خونین بود نه سوراخ

آراسته درمیهمانی رویایم رقصید

سماع کرد،چرخید،پرید

بخارگونه ،دور شد،دور تر

ندیدمش

آسمان انقلاب کرد

باران گرفت

باران گل سرخ

نه به نیاز زمین

به حرمت دلتنگی شعر

زمان جوان شد

هوا آفتابی

سیاهی آب

 آسمان آبی

زمین سبز،پرگل

سکوت سلام کرد

اسکلتها گلاب نوشیدند

سهره ای سرود خواند 

به رنگ خدا

بیدارم کرد و پرید

اشک تعبیر کابوس هایم شد

هدیه ای برای انسان گمشده 

صدای موذن بر خاست 

بی هنگام

.

.

.

 

 

 

   + محمد محسن سوری(سهره) ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()